اول: ازما همین صفای سلام است و والسلام
دوم:
" روزه دارم من وافطارم از آن لعل لب است
آری افطار رطب در رمضان مستحب است
ظهر ماه رمضان زلف میفشان که فقیه
بخورد روزه خود را به گمانش که شب است " شاطر عباس
سوم:
" گیرندهمه روزه و من گیسویت
بینند همه هلال ومن ابرویت
ازجمله این ۱۲ ماه تمام
یک ماه مبارک است وآنهم رویت " شاید شاطر عباس
چهارم:
: چه شهريور شيرين و لبريزي است شهريور امسال.
شهريوري پر از عطر ناز شعبان و طعم نياز رمضان.
شهريور شرابي لبريزي که طعنه به ارديبهشت بهشت مي زند
و لبالب از حضور روشن خداست.
ابتداي اين ماه بلند، نجابت جميل جاده هست و چشم براهي
مدام و يکريز و انتهاي اين شهريور عزيز. مهرباني بي محاباي مهر
است و صراحت ساده بندگي.
و خبر اين همه تقارن نجيب ، روزي بر پيشاني تقويم هاي شيعه
ماندگار مي شود. خبر شهريوري که در آن بال بال ملائک ،
اهالي زمين را هوايي کرده بودو مردمانش سحرها بر
سفره سبز خدا ، سحوري مي خواندند و سر به سر آسمان
مي گذاشتند.
مردماني که با طعم شيرين تشنگي ، ختم نور مي کردند و
زيارتنامه آب مي خواندند.
مردماني که به امام سرچشمه هاي بالادست اقتدا مي کردند
و اقامه مي بستند.
شهريوري که پا به پاي شعبان انتظار مي کشد و هنوز نرفته
، رمضان از دور مي آيد.
رمضان مي آيد تا فرصت زيارت سحرهاي سحرآميز فراهم شود ،
فرصت زيارت شوق ، زيارت نور، زيارت باران.
رمضان مي آيد تا بتواني بي گدار به آينه بزني و رکعتي شوق
نذر دلت کني.
رمضان مي آيد تا لب فروبنديم ، تا لب تشنه عطش بنوشيم ،
تا لب سوز لبخندهاي واقعه شويم و در اين لبالب شدن ها ،
دو رکعت نماز گريه بخوانيم.
رمضان مي آيد تا تکليف هراسان چشمهاي روزه دارت را روشن کنیم.
رمضان مي آيد تا پنجره ها ياد بگيرند سحرخيز شوند.
رمضان مي آيد تا در گرماگرم افطار ، خنده اهالي اش
طعم سرخ سيب بدهد و همسايه ها ياد بگيرند براي
دوست داشتن به اندازه دو رکعت عاشقي فرصت دارند.
رمضان مي آيد تا با اذان حريري موذن زاده و ربناهاي ايلياتي
شجريان ، باور کنيم آسمان همين نزديکي هاست.
رمضان مي آيد تا فرصت کنیم با ترمه اي بنفشابي ،
سفره اي بيندازیم پر از آيه و آينه و در پاي اين سفره
تا آسمان بلند ، چشم هایمان را قسمت کنیم.
رمضان مي آيد تا....
پنجم:
سوغات مشهد عزیز:


نوشته شده توسط علی طلوعی
در 11 قبل از ظهر |
لینک ثابت
•