جمعه بیست و هفتم بهمن 1385
خواب
خواستم چیزی بگویم ترسیدم ازخواب بیدار شوی
شنبه هفتم بهمن 1385
وندالیسم درمیان جوانان
مبنا ی نظر ی وندا لیسم:
روانشناسان، جامعه شناسان هر كدام به تنهايي كفايت لازم را در تبين علل رفتار آدمي را نداشته و غالباً اسير تنگ نظريها ، تك سبب بينيها و تقيدات و تعصبات حوزههاي نظري خود هستند. در مكتبهاي جامعهشناسي، سازمانها، ساختارها و نهادهاي اجتماعي و فرهنگي به مثابه واقعيتهاي اجتماعي علت رفتار آدمي به حساب آمدهاند و رفتارهاي بزهكارانه را معلول ساختارهاي اجتماعي و فلرهنگي دانستهاند، در مقابل روانشناسان و بويژه روانكاوان آن را معلول كاركرد نيروهاي سركش دروني پنداشتهاند. گروهي از صاحب نظران نيز در مقابل به تعامل ميان فرد و جامعه در فراگرد رفتار اشاره كردهاند. رويكرد آنان بيشتر به روانشناسي اجتماعي نزديك است و فرد و جامعه را توماً و در كنشهاي متقابل در جريانات رفتاري دخيل ميدانند. «و بر اين اصل اصرار ميورزد كه انسان در عين حال كه سازنده جامعه و واقعيات اجتماعي است زير نفوذ توليدات خود نيز قرار دارد و به قول ايان تايلور رابطهاي كه ميان انسانها و جامعه است يك رابطه دياكلتيك است و اين را در تمام مراحل گژ رفتاري ميبايد در نظر آورد. (تايلور، 1973 صص 3-1) در زير به پارهاي از نظرياتي كه در تعيين الگو و مدل تحقيق موثر بودهاند ميپردازيم.
بيگانگي و ونداليسم
دربسياري از تحقيقات (تايلور 1973، فلكس 1986، استفنس مير 1989، گلداستون 1990، كلارك 1991 و...) به اين نتيجه رسيدهاند كه وندالها و جوانان بزهكار به طور دراماتيك يكي از بارزترين و مشهورترين گروههاي بيگانه در جامعه معاصر هستند. به زعم اين صاحب نظران وندالهاي بيگانه معمولا در خانههايي غير منضبط با والديني سر در گم و مردد و نامطمئن درماندگي و احساس اجحاف خود را به صورت قهرآميز پرخاشگرانه در مقابل نسل بزرگتر، صاحبان قدرت و همه نهادها و سازمانهاي تاسيس شده در جامعه نشان ميدهند. اين امر شايد با بحث لوئيس فيوئر (1973) در باب منشا انتسامي و رواني بيگانگي نسل جوان و روحيهي انتقامجويي و رفتار توام با خشونت و ويرانگرايانهي آنان مرتبط باشد. فيوئر آن را «تدبير ناخودآگاه» مينامد. مينويسد.
ادامه مطلب

