پنجشنبه دوازدهم بهمن 1385
ساختار یک مقاله علمی
پيشگفتار
در نظام های آموزشی کشورهای پيشرفته، نگارش کارهای علمی، يکی از مهم ترين ارکان آموزش به حساب می آيد و از واپسين سالهای دبيرستان تا عالی ترين مراحل تحصيلات دانشگاهی، دانش آموزان و دانشجويان را همراهی می کند. آنان تدريجا" ولی بطور پيوسته، با فوت و فن نوشتن مطالب علمی آشنا می گردند و موظفند همه ي کارهای خود را از مراحل نخستين گرفته تا پايان نامه ها، در چارچوب ساختارهای مقرر شده ي کار علمی و با رعايت دقيق معيارها و سنجيدارهای عمومی آن تدوين کنند. اما نوشته های علمی، محدود به نظام آموزشی نيست. بسياری از مجلات علمی نيز از همکاران خود انتظار دارند که در ارائه ی مطلب، اصول و قواعد نوشته های علمی را رعايت کنند. چرا که يک نوشته ي علمی، هرقدر سنجيدارهای ويژه ی خود را بيشتر رعايت کند، از ارزش بالاتر و شانس موفقيت و استقبال بيشتری در نزد خوانندگان خود برخوردار است. در نوشته ي زير تلاش شده است تا ساختار و سنجيدارهای يک نوشته ي علمی، بطور فشرده توضيح داده شود. بايد متذکر شد که اين مختصر، صرفا" يک الگوی راهنماست و جنبه ی ايده آل دارد .
نوشته های علمی گوناگون، اعم از سمينارهای دانشگاهی، مقاله های علمی و پايان نامه های تحصيلی، اکثرا" از يک تقسيم بندی عمومی برخوردارند. اگر از مراحل آغازين و تدارکاتی يک کار علمی که شامل گزينش موضوع، جمع آوری ادبيات و فاکتهای مربوط به آن و مطالعه و پژوهش آنها و نيز تعيين عنوان اصلی است بگذريم، می توان گفت که در ساختار يک کار علمی، معمولا" سه بخش اصلی قابل تفکيک است :
1. بخش پايه .
2. بخش هسته ای يا مرکزی .
3. بخش پايانی .
اينک بايد ديد که هر يک از بخشهای فوق، از چه ترکيبات و عناصری ساخته شده است .
ادامه مطلب
چهارشنبه یازدهم بهمن 1385
یک دوست و یک شعر
بی قرار توام و در دل تنگم گله هاست
آه ! بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست
مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب
در دلم هستی و بین من و تو فاصله هاست
آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد؟
بال وقتی قفس پر زدن چلچله هاست
بی تو هر لحظه مرا بیم فرو ریختن است
مثل شهری که به روی گسل زلزله هاست
باز می پرسمت از مسئله ی دوری و عشق
و سکوت تو جواب همه ی مسئله هاست
چهارشنبه یازدهم بهمن 1385
یک دوست و یک شعر
به طعنه گفت به من: روزگار جانکاه است
به من! که هر نفسم آه در بی آه است
در آسمان خبری از ستاره من نيست
که هر چه بخت بلند است عمر کوتاه است
به جای سرزنش من به او نگاه کنيد
دليل سر به هوا بودن زمين ماه است
شب مشاهده چشم آن کمان ابروست!
کمين کنيد که امشب سر بزنگاه است
شرار شوق و تب شرم و بوسه ديدار
شب خجالت من از لب تو در راه است....
چهارشنبه یازدهم بهمن 1385
سئوالات کارشناسی ارشد
ادامه مطلب
چهارشنبه یازدهم بهمن 1385
سئوالات کارشناسی ارشد
ادامه مطلب
چهارشنبه یازدهم بهمن 1385
سئوالات کارشناسی ارشد
ادامه مطلب
چهارشنبه یازدهم بهمن 1385
سئوالات کارشناسی ارشد
ادامه مطلب
چهارشنبه یازدهم بهمن 1385
سئوالات کارشناسی ارشد
ادامه مطلب
چهارشنبه یازدهم بهمن 1385
سئوالات کارشناسی ارشد
ادامه مطلب
چهارشنبه یازدهم بهمن 1385
سئوالات کارشناسی ارشد
ادامه مطلب
چهارشنبه یازدهم بهمن 1385
پاسخنامه سئوالات روش تحقیق
چهارشنبه یازدهم بهمن 1385
سئوالات کارشناسی ارشد
ادامه مطلب
چهارشنبه یازدهم بهمن 1385
سئوالات کارشناسی ارشد
ادامه مطلب
چهارشنبه یازدهم بهمن 1385
سئوالات کارشناسی ارشد
ادامه مطلب
چهارشنبه یازدهم بهمن 1385
اینهم چند نمونه سئوال کارشناسی ارشد
ادامه مطلب
چهارشنبه یازدهم بهمن 1385
اینهم چند نمونه سئوال کارشناسی ارشد
سه شنبه دهم بهمن 1385
مقدمه کتاب چرااسم تولیلا نیست
تو پنداری که من ليلی پرستم
مــن آن ليـلای ليلی میپرستم
(نظامی)
يوسف عزيز، دوست همیشه نازنینم، دکتر بزرگوار.
سلام، از من خواستهای برای کتاب مقدمه ای بنویسم و اسمی هم پیشنهاد کنم. روی اسم خیلی فکر نکردم ولی عناوین زیر بدون هیچ زحمتی به ذهنم رسیدند:
لیلی و پنجشنبه عزیز ـ لیلا و این همه آسمان ـ باز هم لیلا - دست خودم نیست لیلا - نامههای نازکتر از پنجشنبههای لیلا - من، لیلا و ابلیس باران خورده - لیلی همیشه دیر میرسد - نازکتراز لیلی ـ از آن همه آسمان لیلا و ........
میبینی همه عنوانها بدون آنکه بخواهم یا با لیلا شروع میشوند یا به لیلا ختم میشوند. من که مجنون نیستم چرا این همه سر از قبیله لیلی در میآورم؟ یک نوع لیلا زدگی در این نوشتهها هست، در این متنها علاوه بر لیلا، باران هم فراوان است، پس به این نتیجه رسیدم که بد نیست اسم کتاب را بگذاری « لیلازدگی در باران».
يوسف جان! حالا که اصرار به چاپ این ورق پارهها داری، خودت هم برایش مقدمهای بنویس، تو که دست به مقدمهات خوب است.
میدانی که من اینکاره نیستم، اگر میتوانستم مقدمه بچینم که روزگارم این نبود. مشکل من این است که بیمقدمه عاشق می شوم.
پس مقدمه را خودت بنویس و خواهش من این است که در مقدمه سعی کنی« لیلا زدگی» را کامل توضیح دهی، آدمهای «لیلا زده» را معرفی کنی، بگوئی چه کسانی« لیلا زده» میشوند و دنیای بدون« لیلا زدگی» یعنی چه؟
در مقدمهات اشاره کن که « لیلا زدگی» گمشده آدمهای امروز است . اشاره کن که در دنیای لیلا زده آدمها از من و تو بزرگترند، آدمها نه غريبند و نه عجیب، فقط نجیبند، فقط و فقط همین.
در دنیای لیلازده آدمها نميتوانند بلندگریه کنند. نگاهشان را از چشمهای کسی نمیدزدند. آدمهای لیلا زده همیشه سربزیر تمام میشوند.
يوسف من!
در دنیای لیلا زده فلسفه جبر و اختیار، خیلی راحت فهمیده میشود:
جبر یعنی: همه مجبور و محکوميم كه عاشق شويم.
اختیار یعنی: همه آزاديم که فقط عاشق شويم.
خلاصه آن که لیلا زدهها هر شب با نيم نگاهي ميميرند هر چند هر صبح با نگاهي بدنیا میآیند.
در دنیای لیلا زده:
بال هیچ کبوتری ترکش نمیخورد،
آخر هیچ کوچهای بنبست نمیشود،
سوت هیچ قطاری دلت را نمیلرزاند،
دل هیچ آینهای روی طاقچه ترک برنمیدارد،
سهم هیچ نگاهی دیوار نمیشود،
هیچ پنجرهای روبرویت بسته نمیماند،
هیچ چشمی کنارت پرپر نمیشود.
ادامه مطلب
یکشنبه هشتم بهمن 1385
تحلیل جامعه شناسانه مناسبات جنسییتی درسینمای ایران
عرصه جنسيت تجربه كرده يكي از پديدههاي مهمي است كه نشان از رشد و تحول اجتماعي دارد. مناسبات جنسيتي تنيده شده در فضاي دراماتيك فيلمهاي سينماي ايران صورتهايي را سامان داده است كه در بستر تحولات اجتماعي بار سنت و مدرنيته را به دوش ميكشند. در اين تحقيق با استفاده از نظريهي فمينيسم ليبرال و با بهرهگيري از تكنيك تحليل محتوا، قرابت فمينيسم و مدرنيته در سينماي ايران مورد بررسي قرار گرفته است.افزون براين، وضعيت مدرنيته در جامعهي ايران از طريق كاوش در بازنمايي مناسبات جنسيتي در فيلمهاي سينمايي پس از انقلاب اسلامي دنبال شده است.
فرضيه اصلي تحقيق اين است كه مناسبات جنسيتي در سينماي ايران از صورتي پدرسالارانه در سالهاي اوليهي پس از انقلاب، به صورتي برابريطلبانه در سينماي سالهاي اخير تغيير يافته است. يافتههاي تحقيق ضمن تأييد فرضيه در غالب مناسبات جنسيتي، ميتواند به معناي غلبهي نوعي تجربهي مدرنيته در فضاي جامعهي ايراني تفسير شود.
ادامه مطلب
یکشنبه هشتم بهمن 1385
شکاف جنسی درایران
براساس گزارش شکاف جنسی در جهان منتشر شده در سال2006 توسط فوروم اقتصادی جهان، ازبین 115 اقتصاد مورد بررسی درجهان که بیش از 90 درصد جمعیت دنیا را در بر می گیرد، ایران رتبه 108 را بدست آورده و با بدترین وضعیت در دنیا از نظر نابرابری حنسی 7 مقام فاصله دارد! 10 کشور نخست دنیا که دارای کمترین شکاف و فاصله جنسی دردنیا هستند عبارتند از: سوئد، نروژ، فنلاند، ایسلند، آلمان، فیلیپین، زلاندنو، دانمارک، انگلستان، ایرلند.
این گزارش مبتنی بر چهار شاخص اساسی زیر تدوین شده است:
1. مشارکت وفرصت اقتصادی بر اساس دستمزدها، سطح مشارکت و دسترسی به اشتعال دارای مهارت بالا،
2. دسترسی به آموزش براساس دسترسی به آموزش ابتدایی و سطوح عالی تر،
3. توانمندی سیاسی یر پایه نمایندگی درسا ختارهای تصمیم گیری سیاسی
4. بهداشت و بقا بر اساس امید به زندگی و نسبت جنسی.
اطلاعات مبتنی بر این گزارش براساس 4 شاحص فوق در
ادامه مطلب
یکشنبه هشتم بهمن 1385
پایان نامه بررسي پيامدهاي اجتماعي احساس بي عدالتي جنسي
|
|
|
![]() چكيده: بي عدالتي جنسي يكي از مهمترين مسائل و مشكلات موجود در جامعه ميباشد كه ميتواند نظم اجتماعي، توسعه و حتي ثبات سياسي جامعه را تهديد كند. بي عدالتي جنسيتي، خود تحت تأثير عواملي چون شهرنشيني، صنعتي شدن و ... به احساس بي عدالتي در زنان منجر ميشود. در اين تحقيق سعي ميشود كه پيامدهاي احساس بي عدالتي جنسيتي و به طور خاص، رابطه بين احساس بي عدالتي و انگيزه تحرك اجتماعي (به عنوان يكي از پيامدهاي احساس بي عدالتي) در بين دختران دانشجو مورد بررسي قرار گيرد. در رابطه با مطاله مطرح شده، نظريههاي مختلف مورد بررسي قرار گرفت كه نظريههاي عدالت (محدوديت نسبي، مبادله) نظريههاي قشربندي (پارسنز، ديويس دمور) و نظريههاي تابرابري جنسيتي و قشربندي (بلومبرگ و چافقز) از آن جملهاند. در نهايت نظريه چانتز به عنوان نظريه اصلي تحقيق و به منظور تبيين رابطه بين احساس بي عدالتي جنسيتي و انگيزه تحرك اجتماعي به عنوان متغير وابسته، مورد استفاده قرار گرفت. در اين بررسي روش تحقيق، «پيمايش» است و با استفاده از پرسشنامه، دادهها جمعآوري گرديده است. جامعه آماري در اين تحقيق كه دانشجويان دختر دانشگاه تهران هستند كه بر اساس شيوه نمونه گيري «كوكران» 373 نفر از آنان به عنوان نمونه انتخاب شدند. براي تجربه و تحليل دادهها از رگرسيون ساده و چند متغير استفاده گرديد تا تأثير مجموعه متغيرهاي مستقل بر متغير وابسته مورد بررسي قرار داده شود. بر اساس يافتههاي تحقيق، 9/94 درصد از دانشجويان در جمعيت نمونه، داراي احساس بي عدالتي بالا و خيلي بالا و 9/98 درصد داراي انگيزه متحرك بالا و خيلي بالا بودند. در مجموع 52 درصد از تغييرات انگيزه تحرك اجتماعي توسط احساس بي عدالتي تبيين ميشود كه خود داراي 5 بعد است و اين ابعاد به ترتيب تأثير عبارتند از... احساس بي عدالتي سياسي، احساس بي عدالتي حقوق، احساس بي عدالتي اجتماعي، احساس بي عدالتي فرهنگي و احساس بي عدالتي اقتصادي. واژگان كليدي: 1- احساس بي عدالتي، 2- انگيزه تحرك اجتماعي، 3- دختران دانشجو |
ادامه مطلب




