تبليغاتX
چرااسم تو لیلا نیست؟

شنبه هفتم بهمن 1385

تاثیر قیام حسینی بر انقلاب اسلامی

در حالي كه اكثر انقلاب‌هاي معاصر، سرچشمه ايدئولوژيك خود را از ناسيوناليسم، بورژوازي، كمونيسم و... مي‌گرفتند، مردم ايران به رهبري امام خميني،اسلام را به عنوان ايدئولوژي انقلابي خود برگزيدند. دليل بروز چنين رفتاري از مردم ايران بيش از هر چيز به فرهنگ سياسي ايرانيان باز مي‌گردد. باتوجه به آنكه مهم‌ترين منبع فرهنگ سياسي ايران، مباني ديني و به طور خاص مذهب شيعه است و بخش عمده‌اي از رفتار سياسي مردم نيز از اين منبع متأثر است، بنابراين حركت اسلامي مردم ايران در بهمن 57 نيز از اين منبع ناشي شده است.
از اين رو در نوشتار حاضر با در نظر گرفتن انقلاب اسلامي به عنوان تبيين كننده و تطبيق دهنده‌ي انديشه‌هاي اسلامي با جامعه‌ي ايراني به بررسي تأثير نهضت حسيني بر انقلاب اسلامي با تأكيد بر

ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی طلوعی در 8 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه هفتم بهمن 1385

ویژگیهای مقاله علمی 3


  مقدمه: در اين نوشته به ويـژگی‌هـای کلّی يک مقاله علمی - پژوهشی برای انتشــار در نشرياتـی که مقـالات آنها مـورد داوری قرار می‌گيرند (Refereed Journals) پرداخته شده است. اين نشريات يا مجلّه‌ها پس از دريافت مقاله آن را برای داوری نزد سه يا چند نفر از داوران که به موضوع مورد بحث مقاله آشنايی دارند ارسال می‌دارند. پس از دريافت نظرات و پيشنهادات داوران، در صورتی که مقاله قابلّيت انتشار داشته باشد، نشريه مقاله مورد بحث را منتشر می‌نمايد. چارچوب‌های آورده شده در اين نوشته نيز می‌تواند برای مقاله‌های ارسالی برای همايش‌های علمی که مقالات آنها داوری می‌شوند مورد توجّه قرارگيرد.



 معيارهای يک مقاله علمی - پژوهشی
توصيه جدّی می‌شود که معيارهای زير در هر مقاله علمی - پژوهشی مورد رعايت قرارگيرند. رعايت اين معيارها باعث انسجام و استحکام مقاله شده و امکان پذيرش آن را در يک مجله علمی - پژوهشی افزايش می‌دهد.
الف- مرتبط بودن مطالب و کامل بودن
• تمام موضوعات مطرح شده‌اند.
• استدلال‌ها و بحث‌ها در کليت متن مرتبط هستند.
• منابع و مراجع ادبيات تحقيق آورده شده‌اند.
• منطق و پيوستگی بين استدلال‌ها رعايت شده است.

ب- برخورداری از يک سازمان منسجم:
• مقاله از يک ساختار شفاف مفهومي برخوردار است.
• عنوان‌ها و زير‌عنوان‌های مناسب، صحيح و مرتبطی به کار برده شده‌اند.
• نظام ارجاع دهي با ثبات و مناسب است.

پ- برخورداری از يک محوريّت تحقيقی در کلّيت و ترکيب مقاله:
• تفکر خلاق، ترکيب و استدلال ظهور و بروز دارد.
• دقت فکري در باره عنوان اصلي ديده مي‌شود.
• مفاهيم مرتبط به نحو مناسبي تحقيق شده‌اند.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی طلوعی در 8 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه هفتم بهمن 1385

مراحل عمومی نگارش مقاله علمی 1

 

 

 

الف: اقدامات مقدماتي

 

1.     تصميم گيري در مورد عنوان مقاله[1]

§       نگاه كلي : عنوان مقاله بايد اشاره اي به کليد واژه اي داشته باشد که ناظر بر کل مباحث مقاله باشد و در يک مفهوم کلي در عنوان اصلي مقاله منعکس شود.

§       نگاه مشخص: عنوان مقاله بايد اشاره به حرف اصلي مقاله داشته باشد که در عنوان فرعي منعکس مي شود.

1)      مطالعه امکانات تحقيق و عملي بودن تحقيق (لازم است به سئوالات ذيل توجه شود):

2)      آيا اطلاعات کتابخانه اي در خصوص سئوال و موضوع اصلي تحقيق وجود دارد؟

3)      آيا امکان نگارش مقاله با توجه به محدود بودن زمان تعيين شده تحقيق و ساير محدوديت هاي کار تحقيق وجود دارد؟

4)      چه مقدار سئوال اصلي مقاله مرتبط با موضوع درس و سابقه مطالعاتي محقق است؟

 

2.     تهيه طرح كلي و نمودار تحقيق[2]

سرفصل ها، عناوين فرعي هر فصل و احيانا زير عنوان هاي عناوين فرعي مشخص شود بگونه اي که در يک صفحه کل کار در قالب يک طرح قابل رويت باشد.

3.     نگارش حرف اساسي مقاله[3]

حرف اساسي مقاله به خواننده توضيح مي دهد كه مقاله در مورد چه خواهد بود و چه نكته اساسي را نويسنده مقاله بيان مي كند و به عبارتي چه نكته جديدي را نويسنده مقاله به مطالعات پيشين و يا اساسا به دانش بشري اضافه مي كند.

 

ب. جمع آوري اطلاعات

 

§       با افرادي که در رابطه با موضوع تحقيق مورد نظر شما، تجربه علمي گسترده دارند، در خصوص روش انجام تحقيق، نظريه هاي مهم، کتابهاي مهم و مسائل اساسي تحقيق مشورت شود. در صورتيکه تحقيق جنبه بين رشته اي دارد، با محققين چند حوزه مشورت شود.

§       از جمع آوري اطلاعات پراکند پرهيز شود.

§       مرور اجمالي بر کتاب ها، مقالات و خلاصه مقالات در ارتباط با موضوع صورت بگيرد.

§       مطالب همزمان با جمع آوري وارد کامپيوتر شود و بر اساس فصول مربوطه و عناوين فرعي دسته بندي شود.

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی طلوعی در 8 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه هفتم بهمن 1385

وندالیسم درمیان جوانان

 
مبنا ی نظر ی وندا لیسم:
روانشناسان، جامعه شناسان هر كدام به تنهايي كفايت لازم را در تبين علل رفتار آدمي را نداشته و غالباً اسير تنگ نظريها ، تك سبب بيني‌ها و تقيدات و تعصبات حوزه‌هاي نظري خود هستند. در مكتبهاي جامعه‌شناسي، سازمانها، ساختارها و نهادهاي اجتماعي و فرهنگي به مثابه واقعيتهاي اجتماعي علت رفتار آدمي به حساب آمده‌اند و رفتارهاي بزهكارانه را معلول ساختارهاي اجتماعي و فلرهنگي دانسته‌اند، در مقابل روانشناسان و بويژه روانكاوان آن را معلول كاركرد نيروهاي سركش دروني پنداشته‌اند. گروهي از صاحب نظران نيز در مقابل به تعامل ميان فرد و جامعه در فراگرد رفتار اشاره كرده‌اند. رويكرد آنان بيشتر به روانشناسي اجتماعي نزديك است و فرد و جامعه را توماً و در كنشهاي متقابل در جريانات رفتاري دخيل مي‌دانند. «و بر اين اصل اصرار مي‌ورزد كه انسان در عين حال كه سازنده جامعه و واقعيات اجتماعي است زير نفوذ توليدات خود نيز قرار دارد و به قول ايان تايلور رابطه‌اي كه ميان انسانها و جامعه است يك رابطه دياكلتيك است و اين را در تمام مراحل گژ رفتاري مي‌بايد در نظر آورد. (تايلور، 1973 صص 3-1) در زير به پاره‌اي از نظرياتي كه در تعيين الگو و مدل تحقيق موثر بوده‌اند مي‌پردازيم.
بيگانگي و ونداليسم
دربسياري از تحقيقات (تايلور 1973، فلكس 1986، استفنس مير 1989، گلداستون 1990، كلارك 1991 و...) به اين نتيجه رسيده‌اند كه وندالها و جوانان بزهكار به طور دراماتيك يكي از بارزترين و مشهورترين گروههاي بيگانه در جامعه معاصر هستند. به زعم اين صاحب نظران وندالهاي بيگانه معمولا در خانه‌هايي غير منضبط با والديني سر در گم و مردد و نامطمئن درماندگي و احساس اجحاف خود را به صورت قهرآميز پرخاشگرانه در مقابل نسل بزرگتر، صاحبان قدرت و همه نهادها و سازمانهاي تاسيس شده در جامعه نشان مي‌دهند. اين امر شايد با بحث لوئيس فيوئر (1973) در باب منشا انتسامي و رواني بيگانگي نسل جوان و روحيه‌ي انتقامجويي و رفتار توام با خشونت و ويرانگرايانه‌ي آنان مرتبط باشد. فيوئر آن را «تدبير ناخودآگاه» مي‌نامد. مي‌نويسد.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی طلوعی در 7 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه هفتم بهمن 1385

تحلیلی برخانواده ایرانی

Active Image

   خانواده سنتی:از ضرورت تا تقدس! به روایت تاریخ اجتماعی انسان نهاد خانواده اولین نهاد اجتماعی است که برخی از جامعه شناسان ریشه پیدایش آن را همزمان با ظهورمالکیت فردی می دانند (مورگان ومارکس) .درجامعه ایران نیز ازدیربازنهاد خانواده اولین ومهمترین بستراجتماعی شدن فرد و فراگیری آموزه ها ، ارزشها و هنجارهای اجتماعی بوده  وهست . این ساختار بازمانده از سده های گذشته همواره دارای کارکردهای بسیاری بوده که منجربه قوام ودوام آن درایران نیز گردیده وبه آن سیماو کارکردی " مقدس " داده است . بطوریکه می توان اززوایای مختلفی به این کارکردها پرداخت .

   1. ازدیدگاه سیاسی ،نهاد خانواده مهمترین ابزار نگهداشت وتوسعه ساختار پاتریمونیالیزم یا سلطه موروثی سلطان در جامعه و حفظ دولت مطلقه مردسالار و پدرسالارانه است . بطوریکه "ولی" کوچک درسطح خانواده (پدر) دارای همان اقتدار بی حد وحصری است  که" ولی" کبیر درسطح جامعه با عناوینی همچون والی ده یا شهر، سلطان و ولی فقیه داراست . ازاینرو خانواده برای نه تنها مردان مسلط برزنان ، بلکه برای مردان سیاسی ود ینی مسلط بر جامعه نیز دارای تقد س وارزش ویژه ای است که بدون آن ضمانتی بر پایداری ساختارهای پیش گفته وجود نخواهد داشت . اطاعت وتسلیم پذیری ، ترس وتقلید ازرهبران سیاسی ودینی وتبعیت وفرمانپرستی کورکورانه از صاحبان حوزه قدرت وسیاست از گذشته تا کنون همواره آویز گردن ودستاویز بردگی مردم بوده است .بن مایه این زور آشکاروپنهان چنان با سیاست یگانه شده است که در ادبیات ایرانی سیاسیت به معنای تنبیه وادب کردن مردمان نااهل تعبیر شده است .

۲. ازدیدگاه اچتماعی نهاد خانواده ، سازوکار عینی پایش وزایش مرد سالاری وهژمونی مرد بر زن می باشد .تنفیذ وراهبری کارکردهای مردخواهانه ای همچون شوهرداری ، کودک آوری وکودک پروری ، وخانه داری از مهمترین وجوه تقسیم کارسه گانه خانوادگی است که همواره از سوی مردان مسلط بر جامعه وخانواده دنبال شده است .الگوهای مرد خواهانه ای نظیر تعداد وجنسیت فرزند

 
نوشته شده توسط علی طلوعی در 7 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه هفتم بهمن 1385

کمی از گسست بین نسلی

الف) شايد تا چند دهه پيش نيز اين ضرب المثل که «پسر کو ندارد نشان از پدر» تعبيری از واقعيت بود. سالها و سده‌های پيش که جامعه ايران بدور از تحولات جهانی در ساختارهای بسته، روابط ارگانيک عشيرتی ، جمعيت اندک، ارتباطات محدود اجتماعی و در کل سنتی می‌زيست همواره نسل در پی نسل همان درو می‌نمود که پيشينيان می‌کاشتند. در ساختار بسته آن زمان از چند جهت مي توان بارقه‌های اين ويژگی فرهنگی را باز جست:

-  از بعد ساختار خانواده ، به دليل گسترده بودن مناسبات اجتماعی و خويشاوندی و سيطره درون همسری يا همسر گزينی درون گروهی – نسبی از يکسو و سلطه قدرت پدر در خانواده و مردگرايی مفرط (که در ساختار سلطه موروثی پدر معنا می‌يافت) از سوی ديگر، همواره پسر در خانواده چنان تربيت يافته و جامعه پذيری را طی می‌کرد که مو به مو قدم در جای پای پدر می‌نهاد. به تعبير ديگر بدليل همين محدوديت‌های مناسبات بسته و سنتی ، ديگر فرصتهای جديدی برای ممارست و تلاش برای کسب مهارت و افزايش مزيت‌های رقابتی بوجود نمی‌آمد تا اين سلسله تودرتوی ساختار فاميلی درهم شکسته شود.

1. از بعد سياست ، نيز اصولا سن سالاری و شيخوخيت که مبتنی بر کسب تجربه بيشتر و دريدن پيراهن‌های بيشتر! بود مقوم همين کارکرد‌ها بود. مناسبات ارباب – رعيتی ، خان سالاری ، پدرسالاری و در نهايت پير سالاری چنان اقتضا می‌نمود و البته به نيازهای ساختاری وقت نيز پاسخ می‌داد، که ريش سفيدها از مشروعيت بيشتری برخوردار بوده و در واقع به عنوان کدخدا، جانشين خدا در زمين و ده يا محله تحت نفوذ بودند. نظام ولايی در ساختار خانواده که نخست به پدر و پس از مرگ او به پسران ارشد به ترتيب سن و در صورت نبود پسر به عمو‌ها يا پدربزرگ و يا وصی که يکی از همين افراد تعيين ميکرد، قدرت مديريت نهاد خانواده را می‌داد و هنوز هم در قوانين مربوط به خانواده و حضانت و سرپرستی آن جاری و ساری است! چنان ريشه در ساير نهاد‌ها از جمله نهاد سياست دوانده بود که هر ده يا ايالتی نيز يک والی داشت و در نهايت يک ولی کل و مطلقه که در آن وقت به عنوان ظل السلطان يا سايه خدا ، چونان کبيری بر صغيران حکومت می‌کرد.

2. از بعد آموزشی و تربيتی نيز، همين ساختار در قالب استاد –


ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی طلوعی در 7 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه هفتم بهمن 1385

خشونت درخانواده

خشونت خانوادگي ( تعاريف ، نظريه‌ها و مفاهيم )

در مراحل اولية بررسي‌هاي خشونت ،‌ كه معمولاً توسط افرادي انجام مي‌شد كه به دليل رابطة كاري خود با قربانيان خشونت در تماس بودند ، هدف بيشتر كسب اطلاعات ضروري از روند خشونت بود . تعاريف ، طبقه‌بندي‌ها و نظريه‌هاي خشونت به تدريج و با افزايش بررسي‌ها به دست آمدند .

بررسي خشونت از ساده‌ترين و آشكارترين شكل آن ، يعني خشونت جسماني ( بدني ) نسبت به كودكان آغاز شد . در اين بررسي‌ها مشخص شد كه بايد مايان دو نوع خشونت بدني تفاوت گذاشت . خشونت بدني سنگين ( سخت ) كه منجر به ايجاد جراحات و صدمات جدي به قرباني مي‌شود و به صورت معمول از طرف افكار عمومي نفي مي‌گردد و خشونت سبك (ملايم ) مانند سيلي ، پشت‌دستي و نظاير آن كه به صورت معمول در افكار عمومي زير عنوان تربيت رده‌بندي مي‌شود و نگرش منفي نسبت به آن وجود ندارد . انواع ديگر خشونت نيز به تدريج مشخص شدند ، انواعي كه هر چند باعث جراحات بدني نمي‌شوند اما تأثير آنها بر قرباني حتي مي‌تواند بيشتر از خشونت بدني هم باشد . خشونت رواني ( تحقير ، دشنام ، ازميان‌بردنِ اعتمادبه‌نفس ) ، خشونت اقتصادي ( در مضيقة ملي دائم قراردادن قرباني ) و خشونت اجتماعي ( انزواي اجتماعي و ممانعت از برقراري روابط اجتماعي ) هم مطرح شدند . سپس محققان متوجة تجاوزات و سوء استفاده‌هاي جنسي شدند . ابتدا ، مقوله‌ي تجاوز جنسي محدود به افراد زير 18 سال بود ، اما به تدريج هر نوع ارتباط جنسي با ديگري بدون تمايل او در نظر گرفته شد . محققان با توجه به وابستگي كودكان به خانواده از بدرفتاري و بي‌توجهي نسبت به كودكان ، يعني عدم ارائة امكانات مناسب براي زندگي كودكان ،‌ هم به عنوان خشونت نام مي‌برند .

از آن‌جا كه خشونت‌هاي بدني ساده‌ترين نوع خشونت هستند ، تا به امروز هم اكثر محققان دراين زمينه كار مي‌كنند و تعاريف اوليه‌اي كه براي خشونت ارائه شده‌اند نيز بيشتر در رابطه با خشونت بدني است . گلز و استراوس ، دو پژوهشگري كه سال‌ها در زمينة خشونت خانوادگي فعاليت‌كردهاند ، تعريفي از اين پديده ارائه داده‌‌اند . اين دو ، خشونت را به عنوان رفتاري با قصد و نيت آشكار ( يا رفتاري با قصد و نيت پوشيده اما قابل درك ) جهت وارد كردن آسيب بدني به فرد ديگر تعريف كرده‌اند ( گلز و استراوس ، 1979 : 534 ) .

در اين تعريف خشونت بدني مد نظر بوده است . مگارژي ، محقق ديگري كه در زمينة خشونت كار مي‌كند معتقد است كه تعريف او دربرگيرندة انواع ديگر خشونت ( مخصوصاً خشونت‌هاي رواني ) نيز مي‌باشد . او از خشونت به عنوان شكل افراطي رفتار پرخاشگرانه نام مي‌برد كه احتمالاً باعث آسيب مشخص به فرد قرباني مي‌شود (مگارزي ، 1981 : 85 ) .

براي انجام بررسي تنها ارائة تعاريف مختلف كافي نيست ، بلكه بايد از طريق ارائة نظريه‌هايي كه سعي در تعيين عوامل مؤثر بر ظهور خشونت دارند نيز اين پديده را مورد بررسي قرار داد . در اولين


ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی طلوعی در 7 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه هفتم بهمن 1385

زبان جامعه شناسی از نظردکتر شیخاوندی


ما انسان ها جهان را آنچنان مي فهميم كه «معني» مي كنيم. براي معني كردن جهان شايد يكي از راه هاي ابتدايي «سنخ بندي» تجاربمان از طريق مشابهت آنها باشد. مثلاً هستي هاي جاندار را در يك سو و غيرجاندار را در سويي ديگر مي گذاريم. بدون بحث تخصصي زبان شناختي مي توانيم «جامعه شناسي» را به عنوان يك «واقعيت مستقل» يا با كمي تساهل، يك «بازي زباني» در نظر بگيريم كه در آن عناصر نمادين و نشانه هايي از قبيل سازمان ها، پژوهشكده ها، ساختمان ها، كتب، نشريات، دانشجويان و اساتيد جامعه شناسي و... وجود دارند. يعني جامعه شناسان در بافت هاي معنايي كلي اي قرار گرفته اند كه در آن زندگي علمي مي كنند و به دادوستد و ارتباط با عناصر ديگر مشغولند.

ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی طلوعی در 7 بعد از ظهر |  لینک ثابت   •